سديد الدين محمد عوفى
402
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
او را مرفه داشت « 1 » و او « 2 » در يك هفته سيصد هزار درم بگزارد ، و چون حجاج بشنيد كه احمد « 3 » مبشر « 4 » با او « 5 » طريق رفق مىورزد از وى در خشم شد و او را « 6 » به معبدى « 7 » داد « 8 » تا « 9 » شكنجه « 10 » كند « 11 » و مال « 12 » بستاند « 13 » . معبد دستوپاى « 14 » او را بكوفت « 15 » و از « 16 » هر نوع عقوبت كه توانست و دانست « 17 » با او بكرد و البته يك درم سيم « 18 » بحاصل نيامد « 19 » . احمد گفت : از پس « 20 » سه روز آزادمرد را ديدم « 21 » بر شترى انداخته و دستوپاى او كوفته ، مرا به نزد « 22 » خود خواند و من بترسيدم كه نزديك او شوم « 23 » و لكن از خود رخصت نيافتم كه آن را رد كنم و « 24 » به نزديك او رفتم . گفت : مدتى است كه « 25 » در دست « 26 » تو بودم و تو با من طريق رفق « 27 » سپردى و من به « 28 » فلان صد « 29 » هزار درم دادم « 30 » تو « 31 » از وى بستان .
--> ( 1 ) - مپ 2 : مىداشت ، مج + و اكرام كرد ( 2 ) - مج - او ( 3 ) - مج : محمد ( 4 ) - مج : منتشر ( 5 ) - مپ 2 - با او ( 6 ) - مپ 2 - او را ( 7 ) - مج : معبد ( 8 ) - مپ 2 : گفت ، مج - داد ( 9 ) - مپ 2 + او را ، مج - تا ( 10 ) - مپ 2 + و عقوبت ( 11 ) - مج : شكنجه كردن + و عقوبت فرمود ( 12 ) - متن + بر خر ( 13 ) - مج - و مال بستاند ( 14 ) - مپ 2 - دستوپاى ( 15 ) - مپ 2 : بگرفت ( 16 ) - مج - از ( 17 ) - مج - و دانست ( 18 ) - مپ 2 - سيم ( 19 ) - مج : نتوانست كرد ( 20 ) - مپ 2 : بعد از ( 21 ) - مج : ديد ( 22 ) - مپ 2 مج و : به نزديك ( 23 ) - متن : روم ( 24 ) - مپ 2 - خواند و من بترسيدم . . . رد كنم و ( 25 ) - مج به مدتى مپ 2 : در آن مدت كه ( 26 ) - مج : به نزديك ( 27 ) - مج : لطف ( 28 ) - مج : بر ( 29 ) - مپ 2 : چندين ( 30 ) - متن + و ( 31 ) - مج - تو